رضا قليخان هدايت

1182

مجمع الفصحاء ( فارسي )

چون قطره قطره آب لطيفيست عارضش * وز نور شعله شعله نهاده بر ارغوان زان قطره قطره قطرهء آبست در بحار * زين شعله شعله شعلهء نار است چون دخان هر روز دجله دجله ببارم من از دو چشم * كو طرفه طرفه گل شكفاند به بوستان زان دجله دجله دجلهء بغداد دردمند * زان طرفه طرفه طرفهء نوشاد ناتوان تا پشته پشته بار فراقش همىكشم * چون ذره ذره كرد مرا در هوا هوان زان پشته پشته پشته چو كاه آيدم سبك * زان ذره ذره ذره چو كوه آيدم گران هجرانش پاره‌پاره ز من برد خواب و خور * من خيره‌خيره مانده به دست عنا عنان زان پاره‌پاره پاره شود مر مرا جگر * زان خيره خيره‌خيره شود چشم خونفشان رويش چو توده تودهء گل لعل در چمن * خطش چو تازه تازه بنفشه به بوستان زان توده توده توده مرا لعل بر زبر * زين تازه تازه تازه مرا عشق در جنان ايضا اى نموده تيره تيره سلسله بر ارغوان * اى كشيده خيره‌خيره غاليه بر گرد آن